نماد های فراماسونری

نماد های فراماسونری

یکی از بهترین انجمن های ضد فراماسونری

همه ثبت نام کنید 

اینجا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 20:48  توسط حسين اصغري  | 

نظر فراموش نشود
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 10:15  توسط حسين اصغري  | 

لطفا بی انصافی نکنید نظر بدهید برای بهتر شدن وبلاگ


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 15:1  توسط حسين اصغري  | 

کارگردان فیلم2012 قبل از اين هم در فيلم‌هايي مثل «روز استقلال» (درباره حمله موجودات فضايي به زمين) و «روز پس از فردا» (نابودي جهان به دليل تغيير وضعيت گلخانه‌اي و گرم شدن تدريجي جو) دست به نابودي كره خاكي زده است. اما وی درباره روند کاری سه اثر اخیر خودش می‌گوید: «به نظرم ما بیش از پیش درباره آینده بدبین شده‌ایم. در «روز استقلال» دنیا چیزی بود که ارزش دفاع کردن را داشت. پیام «روز پس از فردا» این بود که اگر ما به همین رویه ادامه بدهیم در آب فرومی‌رویم و حرف «2012» این است که کار ما تحت هر شرایط تمام است.


مروری بر داستان

رولند امریخ در كار تازه‌اش پا را فراتر مي‌گذارد و تصاویری از ویرانی تمدن شهری خلق مي‌كند كه مشابه آن تا پیش از اين در هيچ فيلم سينمايي‌اي به نمايش درنيامده است. همه مردم جهان به استثنای 400 هزار نفر در «2012» محكوم به يك مرگ تلخ و سخت می شوند.

این فیلم اگرچه بر اساس پیش گویی اقوام مایایی ساکن در نواحی مرکزی آمریکا، این سال را به عنوان پایان جهان انتخاب کرده اما با استفاده از مضمونی علمی - تخیلی داستان را به پیش می برد.

2012با صحنه هایی از اتعاشات عظیم و غیرعادی خورشید که به سوی زمین روانه می شود، آغاز می شود. یک محقق هندی برای اولین بار در سال 2009 متوجه این ارتعاشات میشود و تاثیر آن بر فعال شدن هسته مذاب زمین را با یک محقق آمریکایی در میان می گذارد.

آدریان زمین شناس آمریکایی به هند می رود تا گزارشی از این موضوع برای هیئت حاکمه آمریکا ببرد. امواج و نیروهای متصاعد از این تشعشات باعث شده درجه حرارت هسته زمین به سرعت افزایش یابد و این ماجرا به زودی موجب فوران هسته زمین، زلزله های پی در پی و بالاآمدن سطح آب دریاها می شود. این اتفاقات نهایتا به آب گرفتگی سراسر زمین و نابودی ساکنان این سیاره

درسال 2012 خواهد انجامید



آدریان موضوع را به کاخ سفید اطلاع داده و کار به اجلاس سران گروه بیست می کشد و تصمیم این

می شود که طی یک پروژه فوق سری، 400 هزار نفر از برگزیدگان برخی کشورهای جهان به اضافه آثار مهم فرهنگی تمدنی قابل انتقال و نیز یک جفت از همه حیوانات انتخاب شوند تا در روزهای منتهی به تاریخ 12/12/2012 در کشتی مسقفی که کوهستانهای مرتفع چین به همین منظور از قبل ساخته می شود جای بگیرند.

اما محور این داستان یک رمان نویس ناموفق و روشنفکر آمریکایی به نام جکسون است که شغل دومش رانندگی یک سرمایه دار روسی به نام یوری کارپف است. جکسون به صورت خیال انگیزی خانواده اش را از زلزله های پی در پی شهرهای آمریکا نجات می دهد و خودش را به چین می رساند.


او وقتی به اتفاق خانواده اش به شهر فلزی ساخته شده بر فراز ارتفاعات چین می رسد، راهی برای ورود به کشتی (زیردریایی) غول پیکر پیدا می کند اما با مشکلات پیچیده

دست آخر ماموریت نجات نسل بشر بر عهده او قرار می گیرد.ای روبه رو می شود که

. او و خانواده اش در قسمت چرخ دنده های لولای دریچه کشتی گیر افتاده اند. در این بین پیش از آنکه دریچه های کشتی بسته شود، سطح آب آنقدر بالا می آید که کشتی دچار آبگرفتگی می شود و اینگونه است که این ماموریت بر عهده او می افتد. او وقتی‌که درگیر تعمیر نقص فنی دریچه کشتی است، با همکاری پسرش «نوح» منجی نسل بشریت می شوند تا دوباره تاریخ زمین از 01/01/01 آغاز شود.

تاریخ 27/01/01 در تصاویر پایانی فیلم نقش می بندد. حالا 27 روز است که کشتی نوح در سیاره آبی زمین شناور است و دیگر به نزدیکی خشکی هایی رسیده که از سوی آفریقای جدید که از بلندترین نقاط است، نمایان شده. قهرمانان فیلم در عرشه های کشتی آفتاب می گیرند.

سوژه حساس داستانی

اگرچه ضعفهای تکنیکی در پیوستگی ساخت داستانی خصوصا در شکل عجیب و غریب نجات یافتن قهرمان داستان از بلایای طبیعی دائما تکرار می شود اما جلوه های بصری شگفت انگیز و جدید و اتفاقات هولناکی که یکی پس از دیگری اتفاق می افتد بیننده را سرگرم میکند. و مهمتر از این دو، ایده پایان دنیا در عین ادامه دنیا است که پایه حوادث داستان قرار گرفته است. همه اینها به اضافه پیامهای سیاسی و فرهنگی مدنظر رولند امریخ، این فیلم را در جایگاهی فراتر از یک اکشن علمی- تخیلی صرف قرار می دهد.

نویسندگان فیلمنامه تلاش کرده اند داستان پایان تدریجی جهان را با اتکا به اکتشافات علمی وقایع فیزیکی مستند کنند تا برای بینندگان که با قواعد فیزیک جدید فکر میکنند و زندگی می کنند، اقناع کننده باشد. زمان پایان جهان اما از یک داستان افسانه ای اقوام مایایی گرفته شده که سال 2012 را سال پایان جهان میداند. در این میان نحوه نجات برگزیدگان نسل بشریت و آغاز دوباره جهان از این ماجرای هولناک، برگرفته از داستان حضرت نوح است.

بر اساس این داستان باید یک جفت از نر و ماده همه حیوانات، در کنار 400 هزار نفر از برگزیدگان کشورهای قدرتمند جهان در زمان مقرر به سوی سفینه بزرگی که یادآور کشتی نوح است فراخوانده شوند تا نسل بشریت نجات یابد. در این میان عموم ساکنان زمین محکوم به مرگند، حتی دانشمند هندی که برای اولین بار این اتفاق را پیش بینی کرده است. اگرچه استفاده از داستان نوح، فضای جدیدی در فیلمهای آخرالزمانی گشوده اما نگاه به ادیان در این فیلم کاملا حساب شده بوده است.


قابلیت بودا برای حضور در دنیای آینده

در سکانسی از فیلم؛ در حالیکه تصاویر تلویزیونی سی ان ان نشان دهنده ی

غافلگیری و نگرانی صاحبان و مومنان دیگر ادیان نسبت به زلزله

ها و بلایای طبیعی آخرالزمان است

راهبان بودا در ارتفاعات چین در آرامش کامل به پایان جهان می اندیشند و از پیش خودشان را آماده پایان جهان می کنند


راهب جوان از سوی راهب پیر برای حضور در کشتی فرستاده می شود

وقتی جکسون و گروه همراهش در کوهستان گیر افتاده اند، راهب بودایی جوان آنها را نجات می دهد و به کشتی می رساند

راهب بزرگ اما تا آخرین لحظات که امواج سهمگین سونامی به سوی معبدی بر فراز کوه می شتابد، تماشاگر امواج است و با نواختن زنگ آخرالزمان، آخرین مناسک آیینی را به جا می آورد و در ساختمان معبد که بوسیله امواج سونامی ویران می شود، جان می‌دهد

البته امریخ و همکار فیلمنامه‌نویسش هارولد کلوسردر «2012» بسیاری از شهرها و کشورها از جمله ریو دوژانیرو، رم، کالیفرنیا، واشنگتن، تبت، لاس وگاس و تعداد زیادی از نمادهای معروف دینی یا تاریخی مانند ابلیسک را ویران کرده‌اند، اما به خاطر حساسیت‌های موجود سراغ تخریب نمادها و مکان‌های اسلامی نرفته‌اند


این فیلم البته نافی معنويت، اخلاق و دين نیست اما سعی دارد همه چیز را در ذیل باورهای اومانیستی و سیادت آمریکا جای دهد. بودایی ها بر نوعی از معنویت تاکید دارند که فراتر از برخی تجربه های معنوی شخصی نیست و مهم این است که سیادت آمریکا و استیلای تمدن غرب را می پذیرد. اما باید دقت کرد که در این فیلم خود بودایی گری اجازه و توانايي ورود به عصرِ آينده را پيدا نمي‌كند، بلكه او باید منجی را به محل سفینه برساند و بعد تماشاگر فداکاری و هنرنمایی یک انسان میان مایه و روشنفکر آمریکایی باشد که ضمنا از فیزیک بدنی خوبی برخوردار است و توانایی این کار را دارد. به این ترتیب در 2012، بودا می تواند نمود معنويت آينده باشد چرا که قابليت جمع با مدرنیته را داراست. امروزه در اتمسفر رسانه ای غرب نیز هندو ـ چيني‌ها تداعي كنندة معنويت هستند و شخصیت رسانه ای خود را در کسی مانند دالایی لاما رهبر معنوي تبتيها می جویند که بازیگر استراتژیک آمریکاست و چپ و راست با متحدان آمریکا در سراسر جهان می نشیند.

به همین جهت است که برادران واچوفسكي در تریلوژی ماتریکس نیز با نئوهندوئيسم اجازه و توانايي ورود به عصرِ آينده را پيدا مي‌كنند که قابليت جمع با مدرنیته را داراست.

از سوی دیگر آخرالزمان مورد نظر این فیلم در هیچ یک از ادیان مورد اشاره قرار نگرفته. سازندگان «2012» تقویم باستانی مایایی را مبنای فیلم قرار دادند که در آن پیش‌بینی شده دنیا 21 دسامبر 2012 نابود می‌شود. عموم تحلیلگران روایت این فیلم از آخرالزمان را برگرفته از باورهای مایایی می دانند و در تمام پوسترها و آنونس‌های فیلم آمده: «تمدن بشری اولیه درمورد پایان دنیا هشدار داد».

We were warned

However...

اما مشکل این جاست که مایاها واقعاً پایان دنیا را پیش‌بینی نکردند. دکتر دیوید استیوارت، استاد رشته هنر و تاریخ هنر در دانشگاه تگزاس که متخصص تمدن مایاهاست، می‌گوید: «هر جور تصور کنید، مایاها هیچگاه چنین چیزی نگفتند. در تقویم قدیمی مایایی، 21 دسامبر 2012پایان دوره ی پنجم است و دوره ی ششم هم وجود دارد.

نامگذاری و شخصیت پردازی معنی دار

اما نویسندگان فیلمنامه با فراست در نامگذاری بازیگران و شخصیت پردازی آنها دقت کرده اند. همانگونه که گفتیم وقتی که بناست جکسون کشتی را نجات دهد، حضور شجاعانه پسرش در آخرین لحظات و همکاری او موجب نجات زمین می شود. نام پسر او نوح است. در واقع شجاعت «نوح» به داد جکسون می رسد و نسل بشریت نجات می یابد

از سوی دیگر کارگردان سعی کرده با تعریف شخصیت‌هایی از کشورهای مختلف دنیا دایره شخصیتهای داستانی را وسیع کند تا بتواند برای خودش مخاطبانی از سراسر جهان دست و پا کند. کارگردان اجازه داده شخصیت‌ها به زبان خودشان سخن بگویند و حتی مثلا ضرورتی ندیده که زبان هندی یا فرانسوی زیرنویس شوند. با این حال همه ملل بر محور آمریکایی ها موفق به نجات خود می شوند و هیئت حاکمه آمریکا مدیریت پروژه را برعهده دارند


یکی از آنها، شخصیت منزجر کننده و خودخواهانه یوری کارپف به عنوان یک تاجر ثروتمند روس است که با حضور پسران دوقلوی او تکمیل می شود. همسر کارپف فوت شده و او دوست دختری به نام تامارا دارد. وقتی هلیکوپتری می‌خواهد آنها را از ارتفاعات چین نجات دهد، او تامارا را جا می گذارد. با این حال، کارپف در نهایت به خاطر نجات دو پسرش جان خود را از دست می دهد

همچنین شخصیت فرانسوی که عهده دار جمع آوری آثار برگزیده از میراث فرهنگی هنری جهان است و خیلی زود کشته می شود.

دانشمند هندی که تغییرات خورشید و زمین را کشف می کند؛

خاندان ثروتمند عرب که به عنوان نماینده مسلمانان تلقی می‌شوند و به شکلی ذلیلانه و با استناد به سرمایه و تبارش، خواهان حضور در کشتی بزرگ است

راهبان تبتی که از این واقعه مطلعند و به صورتی مناسکی بدان تن داده اند

کشور چین به عنوان پایگاه ساخت کشتی و پذیرش کننده چهارصدهزار نفر برگزیده

اینها حاکی از سیاستگذاری امریخ برای نمایش سهم هر یک از ملل و ادیان در دنیای آینده است

رئیس جمهور سیاه پوست و مردمی آمریکا!

اما با اینکه بیش از 5 سال از ساخت این فیلم سینمایی می گذرد، شخصیتی که به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شده یک سیاه پوست است


وقتی که شهر واشنگتن در آستانه نابودی قرار دارد و هیئت حاکمه آمریکا در حال ترک این شهر با یک هواپیمای مسافربری بزرگ هستند، توماس ویلسون یعنی آقای رئیس جمهور می گوید همه مردم باید شانس ترک کردن آمریکا را داشته باشند و به همین جهت تصمیم می گیرد در میان مردم بماند و با آنها بمیرد!


او بر صفحه تلویزیونهایی که در سراسر خیابانها وجود دارد، ظاهر می شود و در رسای آمریکا سخن می گوید و به مردم آرامش می دهد. اما با قطع شدن تلویزیونها او به میان مردم می آید، بر سرشان دست می کشد و آنها را مورد ملاطفت قرار میدهد. او آنقدر ساده و بی واسطه در میان مردم حضور یافته که وقتی در خیابانی به یک پزشک که مشغول مداوای بیماری هست، تذکری میدهد آن پزشک وی را نمی شناسد

رفتار مردمی این رئیس جمهور تقریبا در میان هیچ یک از روسای جمهور دنیا -چه در عالم سینما و چه در عالم واقع!- نظیر ندارد

همچنین انتخاب کاراکتر سیاه پوست برای این نقش جای تامل جدی دارد

آخرالزمان یا قیامت؟

از سوی دیگر 2012 بین پایان و ادامه زندگی سردرگم است، و این سردرگمی در این جمله کارگردان فیلم هم هست که می گوید: "وقتي شما مي‌خواهيد يك دروغ؛ واقعي و رئاليستي به نظر برسد، بايد سخت كار و تلاش كنيد."

تحول عظیم در زمین و اجرام آسمانی در این فیلم، می تواند انتهای ژانر آخرالزمانی و آغاز ژانر دیگری باشد. چرا که بلایای طبیعی به نمایش درآمده در این فیلم فقط با اتفاقی مانند «قیامت» قابل قیاس است و مشابه توصیفی است که از قیامت در کتب آسمانی شده است. با این تفاوت که جمعی از برگزیدگان گروه بیست، نجات می یابند و دوباره با فرونشست آب، در جای دیگری از زمین ساکن می شوند. به این ترتیب شاید کارگردان به این توهم دامن می زند که با قدرت علم می توان حتی از قیامت هم جان سالم به در برد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


منجی میان مایه

منجی یک شخصیت متوسط الحال و آدمی معمولی است. او یک رمان نویس ناموفق است که راننده اتومبیل لیموزین سرمایه دار روسی است. تعریف کاراکتر متوسط الحال برای منجی در برخی فیلمهای آخرالزمانی از هیچ یک از متون دینی قابل استخراج نیست و البته در این میان تنها دین یهود منجی را فردی معمولی می داند

این شخصیت البته یک ویژگی مثبت دارد و آن اینکه به خانواده اش علاقه مند است. شاید یکی از ویژگیهای مثبت این فیلم خانواده گرایی آن است. آنجا که کارپف جانش را برای نجات فرزندانش فدا می کند و یا آنجا که دو شخصیت مجرد و بزرگسال فیلم یعنی تامارا و سیلبرمن کشته می شوند

به هر روی 2012 هنوز در حال اکران است، منتقدین و مردم از آن استقبال کرده اند حرف و سخن درباره آن بسیار است اما اقبال مخاطبان از ایده های آخرالزمانی و پایان جهان را باید بیش از همه به شرایط کلی حاکم بر غرب در دهه اخیر دانست. بحران دامنگیر اقتصادی، نظامی گری روزافزون و لشکرکشی به عراق و افغانستان، گرم شدن زمین و بحرانهای فزاینده زیست محیطی، حاد شدن نابهنجاری های فرهنگی و اخلاقی و مانند آن، همه و همه به این باور عمومی دامن زده که دنیا رو به پایان است و یا رو به آغازی دوباره که با ظهور منجی آخرالزمان از سر گرفته خواهد شد.


تقویم مایا

ولی این تقویم چگونه کار می کند؟

سال مبدأ در شمارش طویل مایا در «0.0.0.0.0» آغاز می شود. هر صفر از 0-19 تغییر می کند که هرکدام نشان دهنده ی روزهای مایایی است. مثلا اولین روز از شمارش طویل به صورت 0.0.0.0.1 نوشته می شود. این عدد اضافه می شود تا روز 19. با افزوده شدن 1 روز دیگر یعنی 20 روز به صورت زیر نوشته می شود: 0.0.0.1.0 این شمارش تا 0.0.1.0.0 ادامه می یابد(حدود یک سال ) و همینطور تا 0.1.0.0.0 (حدود 20 سال) و 1.0.0.0.0 (حدود 400 سال). حالا مثلا تاریخ 2.10.12.7.1 در تقویم مایایی نشان دهنده ی تاریخ تقریبی 1012 سال و 7 ماه و 1 روز است

سه ستون نوشته شده توسط مایا ها: ستون سمت چپ نشاندهنده ی تاریخ 8.5.16.9.9 یا 156 میلادی است.

واقعا تقویم جالبی است. ولی این تقویم با پایان جهان چه ارتباطی دارد؟ رسالت مایایی تماما بر این اساس است که هنگامی که شمارش بلند مایایی تمام شود، یک اتفاق بدی بوقوع خواهد پیوست. متخصصین مایا از هر دو عدد 13 و 20 استفاده می کنند. طبق نظر ایشان پایان این دوره می تواند در 13.0.0.0.0 روی دهد. و این تاریخ برابر با 5126 سال است. این شمارش بلند دوره در 0.0.0.0.0 آغاز شده است که مطابق 11 آگوست 3114 پیش از میلاد می شود. حالا مسأله را متوجه شدید؟ شمارش طویل دوره ی مایاها در 5126 سال بعد از این تاریخ یعنی در 21 دسامبر 2012 به پایان می رسد


روز رستاخیز

زمانی که چیزی تمام می شود (حتی چیز بی خطری مثل یک تقویم باستانی)، مردم گمان می کنند که نهایی ترین احتمالات برای پایان تمدن روی خواهد داد. از طرف دیگر باستان شناسان و اسطوره شناسان معتقدند که مایایی ها یک عصر روشنگری را برای سال 13.0.0.0.0پیش بینی کرده اند. ولی واقعیت این است که شواهد کافی برای چنین رستاخیز عظیمی در آن روز در دست نداریم

تهدیدهایی برعلیه زمین و نوع بشر تا بحال مطرح شده اند: برخورد سیارکها، سیاهچاله ها، انفجارات پرتوگاما در کهکشانهای نزدیک، دوره ی یخبندان و جابجایی قطبین. ولی اطمینانی برای روی دادن یکی از این اتفاقات در 2012 وجود ندارد

جنازه ي يهوديت با توهماتي مانند فيلم 2012

زنده نخواهد شد

فيلم جنجالي «2012» که هم اکنون در سينماهاي آمريکا در حال پخشه ، شايد برآيند تلاش چند ساله ي صهيونيزم براي القاي پروژه اي است که سال 2012 مي خواد اجرا کنه

بگذاريد چند سال برگرديم به عقب . فکر مي کنم 4 سال قبل يعني سال 84 بود که سي دي سخنراني از يکي از حوزه هاي علميه تهران به دستم رسيد . سخنران توضيحاتي در مورد کشتار آرام مردم جهان به دست صهيونيزم جهاني به وسيله ي خراب کردن مواد غذايي مردم ارائه داد . سپس اشاره داشت که يهود براي چي در حال تلاش براي سفر به فضا است ؟ مگر بر روي زمين چه کردند که حالا مي خواند به فضا بروند ؟ ايشون ادامه دادند که صهيونيزم مي خواد در آينده يهوديان رو به فضا بفرسته و سپس کره ي زمين و انسان ها رو به وسيله بمب هايي مثل بمب نوتروني نابود کنه

اين سخنان ، صحبت هاي دست چندم برام نبود . خيلي ذهنم رو به خودش مشغول کرد . مخصوصا اينکه يهودي ها قبلا اعلام کرده بودند سال 2000یا2020 سال پايان جهانه و قرار بود در اين سال يهود اعلام کند که قدرت اول جهانه . که البته به دلايلي از جمله انقلاب اسلامي تمام اين برنامه ها رو به هم ريخت و امروز اسرائيل در تمام جهان به عنوان يک غده ي سرطاني شناخته مي شه

چند ماه قبل فيلم

knowing

در آمريکا در حال اکران بود . انتهاي اين فيلم نشون مي ده که زمين به وسيله ي بلاياي طبيعي ناشي از فعاليت اجرام آسماني نابود مي شه


و يک دختر و پسر يهودي به عنوان نسل آينده به وسيله سفينه اي به فضا (و احتمالا به بهشت با توجه به صحنه هایی که در انتهای فیلم نشون داده میشه) فرستاده مي شن و حيات بشر رو از نو آغاز مي کنند . اين سفينه ها در نقاط مختلف زمين اين افراد رو به فضا مي برن . فيلم در انتها اشاره داره که حکومت جهاني يهود، نه با دوري از درخت نهي شده، بلکه با نزديک شدن به آن تشکيل مي شود چرا که اين حکومت يعني حکومت يهود، حکومت صالحان نيست . .

نمونه هایي از اين دست که حکومت جهاني پس از حوادث آخرالزمان رو متعلق به يهود مي داند بسيار زياده . همونطور که گفتم فيلم 2012 آخرين و مهمترين نمونه ي اين تحول رسانه ايه. وقتي داستان فيلم 2012 رو خوندم متوجه شدم صهيونيزم چه بهانه اي رو براي فرستادن يهودي ها به فضا خواهد داشت

فيلم نشون مي ده که دنيا در 21 دسامبر 2012 درگير بلاياي طبيعي و زير رو مي شه . گروه 20 تصميم مي گيره يک کشتي يا به عبارتي زير دريايي رو بالاي کوه هاي چين بنا نهند تا 400 هزار نفر از بهترين انسان ها رو از نقاط مختلف زمين در اون جمع کنند. در اين فيلم جکسون به همراه پسرش <نوح> نقص فني اين کشتي رو برطرف مي کنند و منجي بشريت مي شوند . تمام مردم جهان از بين مي روند و پس از اين بلايا ، کشتي نجات پيدا مي کنه و نسل جديد بشريت از تاريخ 01/01/01 بر روي زمين آغاز مي شه


ببينيد اگر نگاهي به تاريخ بشريت بياندازيم مي بينيم شيطان پس از ايجاد جبهه ي باطل هميشه به دنبال گسترش اون بوده و ويهود پس از انحراف تاريخي اش اين مسئوليت رو بر عهده گرفته . حالا يهود که دين رو وسيله و ابزار سلطه ي دنيوي و شيطاني اش قرار داده هيچ وسيله اي رو بهتر از داستان حضرت نوح (ع) براي استفاده ي ابزاري اش از دين نمي بينه

حضرت نوح (ع) به دستور الهي مومنان را در کشتي جمع کرد تا از عذاب الهي در امان باشند . و پس از نابودي مشرکين اين مومنان زندگي جديدي را آغاز کردند

حالا شيطان مي خواد تمام مردم جهان رو از بين ببره و يهوديت رو به عنوان مومنان به شيطان و شيطان پرستان درجه يک و دشمنان حق و حقيقت درون يک سفينه و يا کشتي در محلي امن جمع کنه و پس از از بين رفتن مردم مومن به يکتاپرستي ، يهوديان شيطاني رو به عنوان نسل جديد بر روي زمين قرار بده .اين اصلا مسئله ي پيچيده اي نيست . مخصوصا که فيلم 2012 دقيقا به اين سناريو اي که تعريف کردم اشاره ي مستقيم داره

همانطور که مي دانيد پسر حضرت نوح (ع) با پدر پيامبرش همراه نشد و گفت که به بالاي کوه ها مي رود و از خشم خداوند در امان مي ماند که البته از بين رفت. اما اين فيلم اعلام مي کند که با ساخت اين سازه ي عظيم برفراز کوه هاي چين اين بار مي تواند از خشم خداوند در امان بماند

فيلم در حقيقت نشان مي دهد که حکومت جهاني يهود به وسيله ي همان پسري از نوح (ع) که با بدان نشست و خاندان نبوتش گم شد تشکيل مي شود ، چرا که اين حکومت، حکومت صالحان نيست

قرار بود يهود حاکم باشد و بقيه ي مردم برده ي او . اين مسئله به مکرر در تورات آمده و جزء دين تحريف شده ي يهوده . پروژه ي سال 2000 شکست خورد و يهود روز به روز ضعيف تر شد . هنوز در سيارات ديگر نيز جايي براي زندگي پيدا نشده ، پس بهترين گزينه اينه که در يکي از نقاط زمين بنايي عظيم تاسيس بشه و مومن ترين مردم از سراسر نقاط زمين (که از نظر يهود که امروز پشت پرده ي تمام تصميم گيري هاي غرب است اين مردم مومن يهوديان هستند) در اون جمع بشوند و سپس زمين نابود بشه


نابود شدن زمين به وسيله ي بلاياي طبيعي هم مسئله ايه که رسانه هاي غرب سالهاست به شدت به اون ميپردازند و اصولا آخرالزمان طبيعي جزء لاينفک توليدات رسانه اي غرب شده و ما تسليم در برابر اين رسانه ها اين توليدات را به مردم نشان ميديم.

نمي دونم شايد 2012 تعدادي بلاياي طبيعي به وجود بياد اما براي استکبار جهاني به وجود آوردن انفجارات عظيم و منحرف کردن اذهان به مسئله ي بلاي طبيعي مسبوق به سابقه است . شايد نمونه اش پروژه هاي هارپ باشه

يهودي که با تحريف مسيحيت ، ادعا مي کرد براي ظهور مسيح مي بايست دولت يهود تشکيل شود ، حالا ديگر حتي سخني از مسيح نيز به زبان نمي آورد ... چرا ؟ به دليل اينکه تمام برنامه هايش شکست خورد . مسيحي که قرار بود 2007 پس از 7 سال جنگ آرمگدون که از سال 2000 و تخريب مسجدالاقصي شروع شده باشد ظهور کند ... اين مسيح خيالي و تحريف شده ي يهود ظهور نکرده . همه ي برنامه ها به هم ريخته . امروز چهره ي واقعي يهود معلوم شده و دوباره نفرت جهاني از يهود کثيف آشکار شده (يهود کثيف عبارتي است که مسيحيان قبلا در مورد يهوديت به کار مي بردند) . يهوديت قبلا سال 2000 و سپس سال 2007 را پايان جهان مي خواند و حالا نيز 2012

البته دستمايه قرار دادن اديان در اين فيلم ها و بازي ها به شدت به چشم مي خوره . در اين رسانه ها به زبان هاي مختلف اعلام ميکنند سال 2012 پايان جهان است

با همه ی اینها چه پیشگویی مایا درست باشه چه نادرست:

اسلام، حقيقتِ منجي را براي اديان روشن ساخته

تمام چشم ها به سمت اسلام دوخته شده . همه منتظر ظهور منجي واقعي و آخرالزمان حقيقي هستند که اسلام وعده داده


يهود تمام خود را از وقتي منحرف شد باخت و اين حقيقت در قرآن به صراحت تبيين شده است :

بسم الله الرحمن الرحيم


وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُواْ يَکْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِکَ بِمَا عَصَواْ وَّکَانُواْ يَعْتَدُونَ (سوره بقره/آيه 61)


و (مهر) ذلت و نياز، بر پيشانى آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدائى شدند ؛ چرا که آنان نسبت به آيات الهى، کفر مىورزيدند؛ و پيامبران را به ناحق مىکشتند. اينها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 9:16  توسط حسين اصغري  |